آرشیو
- فروردین 1386
- دی 1385
- آبان 1385
- مهر 1385
- شهریور 1385
- مرداد 1385
- تیر 1385
- خرداد 1385
- اردیبهشت 1385
- فروردین 1385
- اسفند 1384
نویسندگان
دسته بندی مطالب
پیوند ها
- بی سرزمین تر از باد
- Love to see you cry
- Bad Kids
- موزیکهایی که فکرشو نمیکنی
- عکاسی با سرعت بالا
- دو عشق
- بغض باران
- به تو چه
- حقیقت تلخ عشق
- غریبه
- غروب
- سایبون
- روی پلک شب
- ::شیطان::
- دختر مهتاب
- موزیک ایرانی
- جیغ
- تیرانا
- ..:::Stroke:::..
- تنهاترین تنها
- تار نگار تنهایی
- پرواز
- پرستوی خسته
- ایران آزاد
- امیر پاشا
- ام اس این مهمان ناخوانده
- اشعار فرشاد
- .:: فستیوال ::.
- ..: قسم :..
- فقط دخترهای بالای 18
پیوند های روزانه
- موزیک ویدیو جدید راشید بنام خورشید خانم
- دو آهنگ جدید از آلبوم جدید شیلا
- موزیک ویدیو جدید ابی از آلبوم جدیدش
- آهنگ جدید حامد هاکان بنام دیگه میرم
- آهنگ جدید محسن یگانه بنام آتیش پاره
- آهنگ جدید از حامد هاکان < دی جی سرچشمه >
- آهنگ جدید از حامد هاکان < ندای من >
- موزیک ویدیو جدید سپیده بنام خواب
- آهنگ خیلی قشنگ از رامین بنام گل پرپر
- موزیک ویدیو جدید شماعی زاده بنام انقدر عاشقت بودم
صفحات وبلاگ
نظر سنجی
اشعار نادر خان
پنجشنبه 21 دی 1385
::.
ای كاش زندگی یك خواب بود!
هر شب می بینم در رویای نابم
زیر باران دست در ست با هم
در شب مهتابی از چشمان ماهت
می بینم تمام آرزوهایم در نگاهت
حذف می كردیم واحدهای زندگی
می خواندیم از شوقی غریب از عاشقی
صحبت ها پر از مهر و امید
تا كابوس بیداری خوابم را درید
باز بی وفایی های روزگار
زیر آسمانی تار وپر غبار
باز طعنه های تیز آدما
بر تن خسته و بی جان ما
نگاه ها سرد و گوش ها كر
در میان آه و ناله های بی اثر
با خود می گویم ای كاش زندگی یك خواب بود
یا اگر نیست ای كاش مهربانی باب بود
پیچ جاده سرنوشت...
به دور دست ها می اندیشم
به گذر از پیچ جاده سرنوشت
به طلسم قلعه سنگی روزگار
به آوار آرزوهای محال
می بینم آنجا را...
از میان عشق بازی امروز
می بینم !
می بینم قایقی در تلاطم پر غرور
می رود سوی اقیانوسی پر ز نور
در سویی دگر صیادی با چنگال تیز
در پی زیبا آهوی مردم گریز
شادمان از بازی این سرنوشت
خندان از پیچ جاده های سرنوشت
كاش می شد در ابتدا بعد از پیچ جاده بود
یا به از آن جاده ویران هرگز نبود.
راه و رسم ...
درخیابان راه می روم زیر باران باچتری پر ز آب
پیر مردی رنجور با ظاهری ژولیده
می كشاند خود را سوی من
می زند ضربه ای بر شانه ام
كه ای جوان خام
بود زندگی را راه و رسم
گر آموختی، آموختی
غیر از این آموزند تو را شكل دگر
من نیاموختم و سالها چنین در كوچه ها رهگذرم
جوانی ام را بینم هر گه نگاهی بر تو افكنم
من هم در ابتدا شراب عشق و مستی می زدم
اما دریغا در انتها طبل گدایی می زدم
تو این پند بشنو از من ای همسفر
گر می روی این ره بدان یكصد نفر
رفتند این راه، مقصد ومقصود نداشت
گر می روی برو ولی كور نباش
من تا دروازه آن رفتم و نیافتم خبرش
تو برو این راه، شاید بینی اثرش
ارسال شده در
نویسنده : .:: سعید خان ::.
تبلیغات